كتێبخانه ی كوردي ئه وين
بیرۆکەی هه زار قولی شێعر و هه لبه ستی کوردی  
Google

لەم بیرۆکەدا
لە تەواوی ئینتڕنت دا
كتێبخانه ی كوردی ئه وين

چریکەی ئەوین

چریکەی نوێ

تایبەت بە داگرتنی شێعری شاعیرانی کورد  بە شێوەی mp3

ناوی کتێب :

ئێواره‌که‌

نووسینی :

عه‌لی حسه‌ینی

پێداچوونه‌وه‌ :

که‌ماڵ به‌ڕه‌نگ

ڕووبه‌رگ :

که‌ماڵ به‌ڕه‌نگ

ڕازاندنه‌وه‌ی ناوه‌رۆک :

ئومێد موقه‌ده‌س

نۆره‌ی چاپ :

یه‌که‌م – 1389

دانلود

سپاس بۆ کاک عه‌لی حسه‌ینی کە ئیزنی بڵاو کردنەوەی کتێبي ئێواره‌که‌ي پێ داوین

تایبەت بە داگرتنی دیوانی شێعروهەلبەستی کوردی بە شێوەی pdf

- ب - پ - ت - ج - چ - ح - خ - د - ڕ - ز - ژ - س - ش -ع

غ - ف - ڤ - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - ھ - ی

[ یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 ] [ 1:59 ] [ ئه وین ]

 
از خود "قونیه" تا چین عاشق ایم
    
حسه‌ین ته‌قدیسی
            

     مثنوی ذیل، برش منظوم و صریحی از رؤیاها و واقعیّت های مردمی نژاده و نستوه است که به قول "لطیف هَلمَت": "در آغاز رمه گردان رودخانه ها بودند". و بنا به اصرار مؤکّد "احمدشاملو": "به سال ها و به سال ها و به سال ها...". این مثنوی، سیاهه ی مجمل و روشن دلدادگی کُردمردی به تاریخ و فرهنگ گران سنگ خویش است. پیوست ارایه ی این نحو از "کُردنامه" سُرایی (یادگار از دهه ی هفتاد) اذعان به ضعف زبانی، فقدان تناسب و محور عمودی در کنار صف بندی واحدهای معنایی جدا، تزاحم تکرار و اکتساب شعریّت حدّاقلی و از قلم افتادن نام واژه های کثیری از جای ها، وقایع و اشخاص، غیر قابل اعتراف و اجتناب می نماید. با این همه، همین است که هست. احدی حق ویرایش و افزایش کلمه، مصراع یا بیتی از ابیات ذیل الذکر، به نام و به کام بنده را ندارد. آخر، مرده بادهای بعضی ها به سیگاری می ماند که چپّه دود کنی. آدم یاد پاکستانی ها می افتد!

     یادآور می شوم که نام واژه هایی از این "کردنامه"، ربط به جغرافیای طبیعی و انسانی کردها در خراسان بزرگ پیدا می کند.درخت همیشه سبز "مَرخ"(سرو کوهی،اُرس)،"ابومسلم خراسانی"،نادر شاه هَفشار"، سردار"عیوَض" و "جَجو"خان، "گل محمّد کَلمیشی" و "کِلیدر"، ایل جلیل "زعفرانلو"، ملک الشعرا "بهار دُنبُلی"، "جعفرقلی"(شاعر/ عاشق) و "مِلواری" (شاخ نبات و معشوقه) و مصیبت "الله مَزار"،"بخشی" و "دوتار" از این شمار و از این دست کلمات اند. غرض از نام واژه ی مُشعشع "آتشی" نیز، شاعر  نامدار معاصر "منوچهر آتشی" است که خداش بیامرزاد!"سیموس داغتکین"هم از کُردمردهای بنام شعر فرانسه و برنده جایزه "مالارمه"،شعر آکادمی فرانسه و شعر پنج قاره است.دیگر اینکه، هر چه نام واژه ی حاضر در شِبه گیومه ها است یک جورهایی به کُرد ختم به خیر می شوند!

    به هر جهت، این کُردواره ی منظوم، مونولوگ های وقت و بی وقت شاعری در آینه ی روزگار است. بی هیچ آداب و اَدایی. یک نوع بازتعریف کُردیّت خویش در تعامل و تفاهم دو سویه با خاک، آب،آتش و باد است. و همچنان، در هم صدایی با "سیّد علی صالحی"شاعر که: "کُردها از شیرازی ها هم ایرانی ترند". و دکتر "شفیعی کدکنی" که: "کُردان دلِ ایران شهرند". نیز، باورمند به کلام "ملّامصطفی بارزانی"، گاه که می فرماید: "هر جا که کُرد هست، ایران در آن جاست". بنابراین تصریح می کنم هم آوایی های صوتی، ویژگی های نحوی و کارکردهای سبکی این مثنوی هفتاد مَن کاغذ را نمی توان از چشم و زبان "شکلوفسکی، "رولان بارت"، "فردیناند دوسوسور"،"ادوارد سپیر"و تئوریسین فلان حزب و سخنگوی بَهمان گروه سنجید.شبان مثنوی زادم، من.

       قرار نیست هنجارشکنی و رستاخیز جامع الاطرافی در این "کردنامه" لحاظ شود. خلاف آمدی هم اگر هست دهن کجی مودّبانه ای به پروژه ی تَتریک، تَعریب، تَبعیث، تَهجیر، تَجهیل، تَجویع، سیاست زمین سوخته، جعل تاریخ،انهدام جمعی و... است. فسیلی ترین و قرون وسطایی ترین ابزارهای اِمحا و سرکوب در آنات و سر بزنگاه هایی که:

گرم می تابد،ماه

در غیاب سیم های خاردار

بر یخ های "اسکاندیناوی"

حتّی، بر گستره ی اروپا. حال آن که کمتر از صد سال پیش، همین حضرات، در حیطه ی دیپلماسی سیم خاردار، قِلـِفتی و یک تکّه، به حساب ناف جگرگوشه های هم و مستعمرات نه چندان کم شان می رسیدند!

       مرا با طیف طبق معمول یا همان اکثریّت ساکت که به باور روشنفکر ترک، دکتر "یالچین کوچوک"، "همه چیزشان تقلیدی شده است: زنان، عروسی ها و گردش ها!" -و در عین حال محترم می شمارم شان!- کاری نیست. بدون شک، اینان مرا حوالت به وجدان های هوشیار و با انصاف و بی گزاف مردمان خود می دهند. "اغریرث" و "پیران ویسه" صفتانی چون دکتر "یالچین کوچوک"، دکتر"اسماعیل بشیکچی"، "هادی العلوی"(اندیشمند و نویسنده ی عراقی) و...الخ. به قول "نزار قبّانی":

آن ها تنها گواهانی هستند

که دیگران در آن

زیبایی تو را

و دیوانگی مرا

خواهند یافت.

      "آرش پور علی زاده"، شاعر معاصر، غزل و عسل شیرینی دارد که ضمن آن فراتر از قوم و گاه ملّت، در پی وجه شَبه هایی است که آسان اند اما سخت اند! فقط یک ماهیگیر که توانایی دارد از پیراهنش به در آید، فقط یک انترناسیونالیست" دچار گرمی گفتار"، از پس اجرای این "سرود زنده ی دریانوردهای کهن" که حتّی "سعدی" از زبان کرجی بانان آب های "چین" به گوش جان نیوشیده بود می تواند بر آید. غزل "آرش" با این مصراع شروع می شود: "چشم های تو قهوه ی ترک است، ابروانت هوای کردستان". با یک چنین چشم و ابرویی است که "بازار بتان شکست گیرد". و انسان به جستجوی تازه ای از خویش جسور می شود!

 

1

با سری از صخره،سربالاتریم

آسمان پرورد و قلّه پروریم

 

از تب ما گُر گرفته، آفتاب

از لب ما "آگری" می نوشد آب

 

برف دارستان "دِرسیم"ایم ما

سربدار سبز تقویم ایم ما

 

شاه شطرنجیم، با بُرد آمده

از ازل با مهره ی کُرد آمده

 

نسخه ای از چرم "کاوه" دست ماست

هر چه آتش، هر چه آهن مست ماست

 

کرد یعنی با تبر در معرکه

رعد و برق مستقر در معرکه

 

"گیو" و "گودرز"ند و "گرگین" کردها

گرگ می گیرند شیرین کردها

 

کرد یعنی "بیستون"ی از بلا

حال "ابراهیم"(ع) و حَلق "اورفا"

 

کرد با "زرتشت" از پشت هم اند

شهر "شیز"آباد "زرتشت" هم اند

 

خسرو "تخت سلیمان"، کردها

امپراتوری ایران، کردها

 

کرد یعنی "ماد"ها... رُخدادها

"کوروش"ی  از شاهدُخت "ماد"ها

 

"بازرنگی" کُردمردی، رستمی

"اردشیر بابکان"محکمی

 

آن سپهسالار دیرینه است کُرد

آهنین "بهرام چوبینه" است کُرد

 

"زاگرس" عضوی است از اندام کُرد

سنگ آغازی است در انجام کُرد

 

با سری از صخره سربالاتریم

آسمان پرورد و قلّه پروریم

 

2

کرد یعنی مَزدیَسنای قدیم

وقف بسم الله الرحمن الرحیم

 

کرد یعنی نینوایی از "فرات"

یک دو جرعه "دجله" از آب حیات


 شرحه شرحه شرح منظوم انار

خون دل خوردن زمستان و بهار


رفته با "جابان" مسلمان آمده

کُرد"مَرخ"ی روح ریحان آمده

 

نَهروانی "میثم تَمّار"، کُرد

یافته بر اوج، استقرار، کُرد

 

با "ابومسلم" به خون خواهی، دوان

همچنان تا ماه و تا ماهی، دوان

 

کرد یعنی ای "صلاح الدّین"، بیا

از "دیار بَکر" از "عَفرین"،بیا!

 

تخت و بخت جلگه را بر هم بزن

از بلندی های "جولان" دم بزن!

 

کرد یعنی "بابک" نفرین شده

یک شَبه، زندیق خرّم دین شده!

 

کرد یعنی چهره سازی منتفی است

کُرد دولتمرد ما شیخ "صفی" است

 

"کُرد اوغلو" و "کور اوغلو" مال ماست

آن "جلالی" سال و حال و فال ماست

 

کرد یعنی "دِم دِم" ویران و باد

"خان  له پ زێرین" در باران و باد

 

"نادر صاحبقِرانِ شادلو"

کُرد "هَفشار" به خون کرده وضو!

 

کرد یعنی آن وزیر کاینات

آن "امیر" و آن "کبیر" کاینات

 

کرد یعنی "عیوَض" و یعنی "جَجو"

فاتحه خوان کِرِملین، مو به مو

 

کرد یعنی با تبر در معرکه

رعد و برق مستقر در معرکه

 

3

کرد یعنی که شبان و روزها

زیر سیگاری جنگ افروزها

 

صَرف مجلس گرمی دریوزه ها

خرج ویترین دروغ موزه ها

 

ایلخی بان فلان پاشا شده

کرد "علی کیشی" است که حاشا شده!

 

کرد یعنی بی "قَراباغ" است باغ

جای "لاچین" جلوه ی زاغ است باغ

 

کرد یعنی نفت در "کرکوکِ" جان

"باتمان"ی ضمن "کاراچوکِ" جان

 

کرد یعنی "سِـوْر"،یعنی بوی سیب

"دشنه ای در دیس" و "لوزان" فریب

 

کرد یعنی "شیخ محمود نَمِر"

تاجی از کاغذ، و چشمی منتظر

 

منتهای غرّش شیری تباه

"اسمَعیل آقای سِمکۆ"، آه! آه!

 

کرد یعنی برنویی آماده ایم

در "کِلیدر"، "گل محمّد"زاده ایم

 

کردها پیوسته "پسیان" هم اند

"رستم" و "سهراب" دستان هم اند!

 

جملگی "احسان نوری" صولت اند

شمع جمعی در دل پُر حسرت اند

 

"شیخ پیران" اند -شیخ الحَرب کُرد-

ها...سماع مرگ و ضرباضرب کُرد!

 

دار بردوش اند چون "سیّد رضا"

عشق آغوش اند چون "سیّد رضا"

 

کرد یعنی با جراحت ساخته

با عذابی فوق طاقت ساخته

 

کرد یعنی با پرستو، صبح و شب

صادرات "زعفرانلو"، صبح و شب

 

هر چه در خواب "حلبچه" نقره داغ

معبری مسموم و کوری با چراغ

 

کرد یعنی سرفه، تاول، گاه گاه

برگی از اوراق "سردشت" سیاه

 

انفجار زخم در آب نمک

غدّه ی "اَنفال" و دردی مشترک

 

سوسوی فانوس و سیم خاردار

چشم هایی خسته و امّا دچار

 

یا "حلبچه"زاده یا "دِرسیم"ی اند

کردها تاریخ تلخ شیمی اند

 

کرد یعنی با بدان از جزء و کل

پا نمی کوبند "سُرنا" و "دهل"

 

پا نمی کوبند "چوپی" بازها

پَر نمی گیرند این پروازها


کرد یعنی نقطه ی پرگار خاک

موجَزالتّبعیث در "شِنگار" خاک

 

عِرق "قامِشلی" و ایلی را خوش اند

صورت تَعریب و سیلی را خوش اند

 

کرد یعنی با جراحت ساخته

با عذابی فوق طاقت ساخته

 

4

اینک اینک، جمله از آن هم ایم

یک "ارس" دریاچه ی "وان" هم ایم

 

"مانی" رنگیم و لُعبت خانه ایم

سومَناتی مَشربی کُردانه ایم

 

کرد یعنی در سماعی سوخته

"دف" به "دف"، تفتیده، تب آموخته

 

مبتلای محتوای خُمّ و خشت

"زاب"ی از انگور "بتلیس" بهشت


کرد رؤیایی است صادق، مطمئن

"ابن سیرین"ی است لایق، مطمئن

 

مجتهد در "حکمه الاشراق" خَلق

"سُهروردی" قدر استحقاق خَلق


"ابن خَلکان"ی تر و "ابن اَثیر"

دو مورّخ ماه در شب های قیر

 

محو "بدلیسی" علّامه است کرد

واجد نام "شَرفنامه" است کرد

 

کرد یعنی با "مَم و زین" عاشق ایم

از خود "قونیه" تا چین عاشق ایم

 

کرد یعنی هست، هر جا عشق هست

یک دل و یک دست، هر جا عشق هست

 

مُفتی اَلازهَر  افلاک و خاک

"شیخ عَبدُه" -آفتاب تابناک-

 

"کَلهُر"ی که مشق کُرد او خوش است

خطّ نستعلیق تُرد او خوش است

**

کرد یعنی "فَهلَویّات" قدیم

خوانشی تازه از آیات قدیم

 

نازک آراییِ "باباطاهر"ی

در دوبیتی چشم بندی، ساحری

 

با "رئیسه" کُردها شاعرترند

ارتفاعاتی "نظامی" پرورند

 

با "فضولی" -کُردِ ترکی بازها!-

بس غزل سازند نوپردازها

 

کُرد یعنی معدن شعر عرب

"احمد شَوقیِ" "اَسواقُ الذَّهَب"

 

"شهرَزور"ی "نالیِ" شوریده، کُرد

بی "حبیبه" گریه را خندیده، کُرد

 

کرد یعنی " بَدرخان" ها زنده اند

آن الفبای زبان ها زنده اند

 

آن قصیده، آن "بهار دُنبُلی"

آن غزلْ "مِلواری و جعفر قلی"

 

شاعری چونان "جگرخوێن" بزرگ

معترض نسبت به نقش ماه و گرگ

 

طرحی از "گورانِ" "فِرمِسک و هنر"

طرحی از تغییر در ذات بشر

 

"جاهد صدقیّ" و شلّاق تبش

شعر و درمانگاه اتریش و شبش

 

کرد یعنی "احمد عارف"، تمام

شاعر بر آینه مُشرف، تمام

 

کرد یعنی با "بلندالحیدری"

بر فلک داریم حسّ برتری

 

کرد یعنی "ژانی گَل" در چشم ماست

خشم "ابراهیم احمد" خشم ماست

 

آن "عرب شامو"ی جان فرسوده ایم

آن "شِوان کُرد" خاک آلوده ایم

 

آن "هَژار" واژگان دربدر

خسته از آوارگی بیشتر

 

زوربای کُرد گود ترجمه

آن وکیل و "قاضی" بی واهمه

 

کرد یعنی "آتشی سیموسِ" شعر

دو "زریبار"ند در قاموسِ شعر

 

لحظه ای که با "اوزون" برفاب ها

قصّه می گویند از سیلاب ها

 

"احمدِ محمود" با "همسایه" ها

قحط نان و سفره ی بی مایه ها

 

مطمئناً صِرف "یاشارِ کمال"

"اینجه مَمّد" هست تسخیرش محال

 

کرد یعنی "شیرکو"، سیگار، شعر

"درّه ی پروانه" و... رگبار، شعر

 

ما به تعبیری "رفیق صابر"یم

"اشک و زخم" آن " پَشیو" شاعریم

 

"هَلمَت"ی در اشتعال و ازدیاد

شعرهای منتشر در دست باد

 

"پیربال"ی محو بالاها شده

پلک تبعیدی به دنیا وا شده

 

شاهکار "بختیار" و "شیرزاد"

دو حماسه در دل یک رویداد

 

"ییلماز" و "راه" دور و دیر کُرد

کارگردانیِ در زنجیر کُرد

 

با "قبادی"، فقر، مِه، خون، برف، آب

با هواخواهان، "سفر به آفتاب"

 

آیه ی ناخوانده ی صلح است کُرد

هست کُرد و هست کُرد و هست کُرد

 

کرد یعنی کوه و "اوراز" و صعود

صخره، صخره آسمان و...او نبود!

 

کرد یعنی ابر امّا مشتعل

چشمه ی وحی است قرآن "نِگِل"

 

کرد یعنی یک گلو تحریر صبح

قلب "عبدالباسط" و تقریر صبح

 

کرد یعنی "باربُد" با بَربَط اش

زخمه ی "فرهاد" و زخم مفرط اش؛

 

منبع آهنگ "عبدالقادر" و

داغ، در کنسرت آقا حاضر و؛

 

باد را فرموده در "شِمشال" شو!

ابر را فرموده رو طبّال شو!

 

موج را دستور داده برجهد

اوج را بالیده تا بر سر نهد!

 

ها... رسول سوره ی سازیم ما

"اُرمَوی"خوانان ممتازیم ما

 

کرد یعنی عود، "زَریاب"ی کجاست؟

اندُلسّ تشنه را آبی کجاست؟

 

کرد یعنی عود، "اسحاق"ی کجاست؟

"موصل"ی مسدود، ارزاقی کجاست؟

 

کرد یعنی جا به جا "اللّه مَزار"

شهر آشوبیِ "بخشی" با "دوتار"

 

کرد یعنی آن "دف"ی که آتشین

می وزد در پنبه زار "ماردین"

 

کربلا در "کَلبَجار"ی "به یت بێژ"

چشم هایی در قطاری "به یت بێژ"

 

یک "علی اصغر" صدا، در بادها

یک "حسن زیرک" پُر از فریادها

 

کرد یعنی "احمد کایا"، سلام!

غرقِ در موسیقی دریا، سلام!

 

شاه "شمشال"یم با "قاله مه ره"

شیشه ی  حالیم با "قاله مه ره"

 

مست با "کیهان کَلهُر"، تا خدا

با کمانچه...بی تظاهر، تا خدا

 

کرد یعنی "کامکار" و "کامکار"

میخک افشانی سنتور و سه تار

 

"سیروانْ تنبور" "دالاهو"ست، کُرد

لحن "اورامان" زیباروست، کُرد

 

کرد یعنی جانِ ما و "ناظری"

حنجری بالا بلا و "ناظری"

 

"خالقی"خوانی و بلبل خوانی ای

نرمه بادی، گیسویی، گل خوانی ای

 

کُرد یعنی...

 

**

کُرد یعنی کُرد، این حدّ من است

"کُرد اوغلو"یی که نامش "روشن" است


سه‌ر چاوه‌:بیرۆکه‌ی حسه‌ین ته‌قدیسی

[ جمعه هفدهم شهریور 1391 ] [ 1:49 ] [ ئه وین ]

 

مشخص نيست تشريف قدومت، شمس كُرد من!

سَواد قريه ای از بلخ و رومت، شمس كُرد من!

 

هميشه مختلف!* اين هفت‌خوان هفتاد‌‌‌ بارم كُشت

چه اصراری است در تغيير مومت، شمس كُرد من؟!

           

اگر چه شيشه دارم در بغل، مست تب سنگم

چه حالی دارد آغوش هجومت، شمس كُرد من!

 

هَلاهل تشنه ام قدر لب تيغی و مشتاقم

شوم قربانی ات طبق رسومت، شمس كُرد من!

**

قشنگ پُر ابهت! نيستی و می كند يادی

دو تارم از تو و از زادبومت، شمس كُرد من!

                                      1373 خورشيدی

____________________________________________________________

*چندین گاه است تا می نویسم که بفرمان باشی و تو هر روز مختلف تری.

                                                      عین القضات/ نامه ها،ص 44


سه‌ر چاوه‌:بیرۆکه‌ی حسه‌ین ته‌قدیسی

[ جمعه هفدهم شهریور 1391 ] [ 1:34 ] [ ئه وین ]
کۆڵانی ئه‌وین

به‌ کۆڵانی ئه‌وینی قه‌ت خه‌یاڵیشم گوزه‌ر ناکا

که‌ ده‌یزانم به‌ سه‌ر دڵیا چ ئاهیشم ئه‌سه‌ر ناکا

وتم دوری ده‌مرکێنێ گڕی ئه‌شقی له‌ نێو دڵما

له‌ ڕووی دوور بێ دڵی شێتم به‌ بێ باڵای به‌ سه‌ر ناکا

وتم یا ڕه‌ب نه‌زانێ که‌س له‌ تێشکی نیو نگای چاوی

ته‌زۆیێ هات به‌ نێو دڵما که‌ عاله‌م بێ خه‌به‌ر ناکا

قسه‌و باسی دڵی خۆمم به‌ گوێچکه‌ی بای شه‌ماڵ چرپاند

بڵێی سوزه‌ی نه‌سیم چی بوو که‌ ئاهه‌نگی سه‌فه‌ر ناکا؟

گوڵی عه‌شقم له‌ سینه‌م دا حه‌شار داوه‌،ده‌ڵێ بۆچی؟

بڵێن قه‌ت با‌غه‌بان باغی گوڵی خۆی بێ چه‌په‌ر ناکا

چ ها هه‌ستم ببزوێنێ له‌ نازێکی به‌دی ده‌كرێت

بڵێی به‌و گشته‌ جوانیه‌ی بۆ جلی کوردی له‌ به‌ر ناکا؟!

له‌ نێو شێواوی ئه‌م بازاڕه‌ دۆڕان بوو به‌شی ،بێجگه‌

ئه‌وه‌ی قه‌ستی ئه‌وینی کرد له‌ سه‌ودای قه‌ت زه‌ره‌ر ناکا

ئه‌وین و خاکی خاوێنمان به‌ سووکی هه‌ڵ ده‌سه‌نگێنن

ئه‌وه‌ی عاقڵ بێ ڕووی له‌و جۆره‌ ئینسانانه‌  هه‌ر ناکا

چییه‌ عه‌دنان چ دڵخۆشی که‌ دڵبه‌ر گوێ له‌تۆ بگرێ؟

نه‌خێر بی زانه‌ قه‌ت یارت به‌ شێعریشت نه‌زه‌ر ناکا

[ سه شنبه هفتم شهریور 1391 ] [ 0:43 ] [ ئه وین ]
تا بادی خەزان دایە گوڵ و بەرگی ڕەزانم
سەد جێ وەکو بولبول لە جگەر داغی خەزانم
وەک بەرگی گوڵم دی کە بە با چوو بە ئەسیری
کڕ کەوتم و شێت بووم، حەپەسام، ڵاڵ بوو زوبانم
قومری وەرە هەتا دەمرین پێکەوە بگرین
تۆ سەروی ڕەوانت چووە، من ڕۆحی ڕەوانم
بولبول وه‌ره‌ تا ڕۆحی من و تۆیه‌ بناڵین
تۆ باغی گوڵانت چوو، ئه‌من داغی دڵانم
ئه‌ی مه‌عده‌نی شیر و شه‌كەر، ئه‌ی گوڵبه‌ر و دڵبه‌ر
ئه‌ی تازه‌ گوڵی داره‌ گوڵی باغی جینانم
که‌س سیڕڕی ده‌م و عیشقی میانی نه‌ده‌زانی
ئه‌شکم بوو‌ه‌ غه‌ممازی هه‌موو ڕازی نیهانم
تۆ چونکه‌ له‌ له‌یلا گه‌لێ شیرینتری‌ بۆیە
مه‌جنوونی ده‌ر و ده‌شتم و فه‌رهادی زه‌مانم
ئیشم هه‌موو ناڵینه‌ له‌ ئێشی دڵی ڕێشم
کارم هه‌موو گریانه‌ له‌به‌ر ده‌ردی گرانم
بۆ گەردەنی تۆ بوومە ئەسیری سەری زوڵفت
 من مورغی شەباوێزم و عاشق بە بەیانم
جان بەخشە دەڵێن ماچی دەمت وەختی تەبەسسوم
تا کەی بمرم موعجیزەی ئەم سیڕڕە نەزانم
جەزبه‌ی نیگه‌هت خۆشی نه‌هێشتم -به ‌برۆی تۆ-
قیبله‌م چووه‌ تا مه‌ستی مه‌یی پیری موغانم
فه‌رمووی: که‌ له‌گه‌ڵ هاتم ئه‌تۆ ڕۆح بده‌، چاوم!
سا ساقی، ده‌جا جامێ که ‌هه‌روا نیگه‌رانم
چاوت بە نیگەهـ کردن و زارت بە تەبەسسوم
هاتن بە تەمای غارەتی عەقڵ و دڵ و جانم
ئەو دەستە سوارێکە ئەمیش تازە بەهارێ
ئەو ڕاو و شکارێکە، منیش کاس و نەزانم
کێو هاتە سەدا و ناڵە بە هاواری 'وەفایی'
جارێکی لە تۆ کاری نەکرد ئاهـ و فوغانم!
[ دوشنبه سی ام مرداد 1391 ] [ 2:28 ] [ ئه وین ]

خه‌و نه‌بوون، کیژۆڵه‌ خه‌و نه‌بوون

ئه‌وه‌ ڕه‌زبوون و ه ئه‌مردن

ئه‌وه‌ ئاو بوون و ئه‌مردن

ئه‌وه‌ به‌رد بوون و شل ئه‌بوون

ئه‌وه‌گۆم بوون و ڕه‌ق ئه‌بوون

خه‌و نه‌بوون، کیژۆڵه‌ خه‌و نه‌بوون

ئه‌وه‌ ده‌ستی سه‌رگوزوشته‌و

خه‌یاڵ نه‌بوو، کیژۆڵه‌که‌م...

ئه‌وه‌ ده‌ستی نیوه‌ی دنیاو نیوه‌ی ده‌وڵه‌ت و

قانوون بوو که‌ ئه‌هات و

تۆی ئه‌خسته‌ زیلێکه‌وه‌و

دوور ئه‌یبردی...

ئه‌وه‌ نیوه‌ی بلیمه‌تی و نیوه‌ی عه‌قڵ و

نیوه‌ی زانای جیهانێ بوو

به‌یه‌که‌وه‌...له‌گه‌ڵ"مونته‌سیر بیللادا"

(با)ی بۆ گه‌نیان بۆ هه‌ڵکردی.

خه‌و نه‌بوون، کیژۆڵه‌ خه‌و نه‌بوون

کڵۆ خه‌ڵووزه‌ سارده‌که‌

ئه‌وه‌ مه‌مکێکی دایکت بوو

تۆپه‌ڵه‌ سوورو گه‌رمه‌که‌

ئه‌وه‌ ده‌ماغی باوکت بوو

خه‌و نه‌بوون، کیژۆڵه‌ خه‌و نه‌بوون

ئه‌وه‌ی کارژۆڵه‌که‌ی تۆی خوارد

ئه‌وه‌ی مراویه‌که‌ی دزیت

ئه‌وه‌ی مامزه‌که‌ی بردی

ئه‌وه‌ی چیرۆکه‌که‌ی کۆشتی

گورگ نه‌بوون،کیژۆڵه‌، گورگ نه‌بوون

ئه‌وه‌ حیکایه‌ت نه‌بوون بۆتبکه‌م

شیعر نه‌بوون بۆت ڕێکبخه‌م

ئه‌وه‌ ده‌واڵی مێژوو بوون..

ئه‌وه‌ وه‌قاس و سه‌عد بوون

لای خه‌لیفه‌وه‌ هاتبوون!

خه‌و نه‌بوون، کیژۆڵه‌ خه‌و نه‌بوون

وه‌کوو پڕچ و زه‌رده‌خه‌نه‌که ‌و گواره‌کانت

حه‌قیقه‌ت بوون!

خه‌و نه‌بوون، هه‌رگیز خه‌و نه‌بوون....

ئه‌ی به‌ چاوی خۆت نه‌تبینی:

گوڵه‌کان چۆن له‌ ترساندا ڕایان ئه‌کرد...

بنچکه‌کان هه‌ڵ ئه‌هاتن...

ئه‌ی به‌ چاوی خۆت نه‌تبینی:

 ‌‌که‌روێشک خۆی ئه‌کرد به‌ په‌یکه‌ر!

هه‌تاو خۆی ئه‌کرد به‌ سێبه‌ر!

ئه‌ی به‌گوێی خۆت گوێت لێ نه‌بوو

له‌و ئێواره‌ به‌سامه‌دا

سه‌گه‌که‌مان که‌وته‌ قسه‌و

به‌ڵام مه‌رد بوو

وتی چی ئه‌که‌ن بابیکه‌ن

به‌ڵام من نابم به‌ به‌عسی!

خه‌و ن نه‌بوو، کیژۆڵه‌که‌م خه‌ون نه‌بوو

ئه‌ی هه‌رله‌به‌ر ده‌متا نه‌بوو

له‌ دوای ناشتنی هه‌ڵه‌بجه‌

ئه‌ستێره‌یه‌کی مرۆڤ دۆست

هاته‌ هه‌یوان

قه‌یرێ له‌گه‌ڵماندا گریاو

ئینجا ڕۆیشته‌وه‌بۆ ئاسمان

خه‌ون نه‌بوو، کیژۆڵه‌که‌م،‌ خه‌ون نه‌بوو.


 گۆ ڕستانی چراکان ـــ (شێرکۆ بێکه‌س )

[ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391 ] [ 3:28 ] [ ئه وین ]

رووژی که من بیم وه ماده ر په یدا

** سرگذشت مرحوم شامی کرماشانی به روایت خودش **

رووژی که من بیم ماده ر په یدار

روزی که من به دنیا امدم

قه و مان وه شادی وه خت بی بوون شه یدا

اقوام بسیار خوشحال گشتند

شوکر خوداوند  وه جا  ئاوردن

خداوند را به سبب این فرزند سپاس گفتند

جه شنی وه شادی من به ر پا کردن

وجشن و شادی به پا نمودند

شو یازده هوم  ساعه ت کردن خوه ش

یازدهمین شب از تولدم را نیک یافته (جهت نامگذاری)

ناو به نده نان <<شامی>> سته مکه ش

نامم را شامی(شاهمراد) قرار دادند

تا من وارد بیم  وه ی مهنه ت سه را

تا قدم بر این دنیای پر رنج ومحنت گذاشتم

وه ی دونیای پور جه ور  پور وه ما جه را

بر این دنیای پر از جور وجفا

هه نوو نه شنا سوم چه پ و راست  ده ست

هنوز دست چپ وراست خود را نمی شناختم

ده ست  جه هاندار جه هانبینم به ست

که دست روزگار مرا از قدرت دیدن محروم کرد

سی ساله نیمه  تفل خاروزار

طفل سه ونیم ساله ای بیش نبودم

ما ده رم وه ده رد سه ختی  بی دو چار

که مادرم به بیماری سختی مبتلا شد

شه ش ماه ته مام وه بان جا بی

شش ماه در بستر بیماری بود

عا قه بت ده وای ده ردش فه نا بی

سرانجام مادرم برحمت خدا رفت

له به  عده ز ده سال فه وت مادرم

بعداز ده سال از فوت مادرم

خاک یتیمیش رشیاده سه رم

پدرم را نیز از دست داده ویتیم شدم

من مه نم  ئه رای جه فای زه مانه

من ماندم وروزگار ستمگر

په ی تیر ته عنه ی خیش و بیگانه

تا که  اماج لعن وطعنه همگان قرار گیرم

زمسسان1324(1946)

زمستان 1324 شمسی

1946 میلادی

***************************

منبع:فرنگیس کاویان 1391 اسلام اباد غرب

[ شنبه هفتم مرداد 1391 ] [ 1:0 ] [ ئه وین ]

له‌ دووریی تۆ، په‌ژاره‌ و ده‌رد هه‌تا که‌ی؟
جگه‌ر سووتان، هه‌ناسه‌ی سه‌رد هه‌تا که‌ی؟
ده‌ڵیی به‌ینێکه‌ له‌م کۆڵانه‌ دیار نی
له‌ کۆڵانان، به‌ ڕه‌نگی زه‌رد هه‌تا که‌ی؟


دڵم وه‌ک شووشه‌ درزی دا له‌ سه‌د شوێن
دڵی وا هه‌ر به‌ ئاهێک ڕه‌نگه‌ بشکێن
که فرمێسکم هه‌مووی خوێناوه‌، هه‌قمه‌
من ئه‌و داره‌م ڕه‌گم ڕۆچۆته‌ نێو خوێن.
..............................................

ز وصلت تا به‌ کی فرد آیم و شم
جگر پرسوز و پر درد آیم و شم
بمو گویی که‌ در کویم نیایی
مو تا کی با رخ زرد آیم و شم

دلی نازک به‌ سان شیشه‌ دیرم،
اگر آهی کشم اندیشه‌ دیرم
سرشکم گر بود خونین عجب نیست ‌
مو آن نخلم که‌ در خون ریشه‌ دیرم.


به‌ کافر بم که‌ بڕوانم به‌ گوڵدا‌
به‌ کافر بم که‌ بیچێنم له‌ گڵدا
به‌ کافر بم ئه‌گه‌ر ناوی به‌رم، ناو
که‌‌ دووسه‌د داغی لاله‌م وا له‌ دڵدا

دڵم شه‌یدایه‌، وێڵی ده‌شت‌وده‌ر ما
به‌ بای عیشقت، نه‌ باڵم ما، نه‌ په‌ڕ ما
به‌ من ئێژی سه‌بووریت بێ سه‌بووری
سه‌بووری کردی ئه‌م هه‌ڕگه‌ به‌سه‌رما

که‌ دڵ گریا، زمان ناڵه‌ی نه‌هێنا
موژه‌م ته‌ڕبوو، به‌ڵام ژاڵه‌ی نه‌هێنا
شه‌وێک یار نایه‌ بیبینم به‌ خه‌ونیش
له‌ به‌ختم چاوی من لاله‌ی نه‌هێنا

‌ به‌ڵا، - ئه‌ی جوانێ!- ڕه‌مزێکه له‌ باڵات،
جنوون وه‌سفێکی سه‌رپایی له‌ سه‌ودات‌
گومانی وه‌م له‌ سه‌نعه‌تکاری تۆیه‌
به‌ په‌نهان چاوی ده‌بڕێته‌ ته‌ماشات


که‌ بمکووژی، به‌ په‌یکانت، چ په‌روات؟
ده‌رم که‌ی گه‌ر له‌ کۆڵانت، چ په‌روات؟
له‌تێکم دڵ هه‌یه‌، قه‌ت نیمه‌ په‌روا
دڵی عاله‌م له‌ دامانت، چ په‌روات؟

ئه‌رێ ده‌ردی من و ده‌رمانی من، دۆست!
ئه‌رێ وه‌سڵی من و هیجرانی من، دۆست!
چه‌قۆ بێنن که‌وڵ که‌ن گه‌ر له‌شی من
جودا نابێ ئه‌به‌د له‌ گیانی من، دۆست!

به‌هار هات، گوڵ به‌خێر دێنێ به‌ بای وه‌شت
سه‌رت خۆش بێ، سه‌رێک هه‌ڵبێنه‌ بۆ گه‌شت
گه‌لێک چوون و گه‌لێک ماون، گه‌لێک دێن
هه‌مان کێوه‌، هه‌مان سه‌حرا، هه‌مان ده‌شت!

دڵێکم هه‌س ده‌مێ بێغه‌م نه‌بوو قه‌ت
غه‌مێکم هه‌س به‌ زه‌ڕڕه‌ که‌م نه‌بوو قه‌ت
هه‌موو جوانی جیهان دادم ده‌پرسن
که‌ یاری بێوه‌فام هاوده‌م نه‌بوو قه‌ت

به‌ گیانمدا گه‌ڕا سێ ده‌رد به‌ یه‌کجار
غه‌ریبی بوو، ئه‌سیری بوو، غه‌می یار
غه‌ریبی و ئه‌سیری چاره‌یان دێ
غه‌می یار و غه‌می یار و غه‌می یار!

خودا بیباته‌وه‌ بۆ خۆی دڵی زار،
له‌ ده‌ستم نایه‌ من تیماری بیمار.
ئه‌من نه‌مزانی له‌علی لێوی بۆچی
به‌ خوێنم تینووه‌ خۆی هێنده‌ ئاودار

هه‌ڵاڵه‌ی کۆهسارانم ئه‌تۆی یار
وه‌نه‌وشه‌ی جۆکه‌نارانم ئه‌تۆی یار
هه‌ڵاڵه‌ی کۆهسار وا هه‌فته‌یه‌ک بوو
ئومێدی ڕۆژگارانم ئه‌تۆی یار

‌ له‌ دڵ نه‌خشی جه‌ماڵت لانه‌چێ یار!
خه‌یاڵی خه‌تت و خاڵت لانه‌چێ یار!
له‌ ده‌وری چاو، موژه‌م کردووه‌ به‌ په‌رژین
له‌ به‌رچاوم خه‌یاڵت لانه‌چێ یار!

من ئه‌و ڕه‌نده‌م که‌پێم ئێژن قه‌له‌نده‌ر
نه‌ ماڵم هه‌س، نه‌ حاڵم هه‌س، نه‌ له‌نگه‌ر
که‌ ڕۆژ دادێ له‌ ده‌وری ماڵه‌که‌ی تۆم
که‌شه‌و دادێ وه‌خشتێکی ده‌که‌م سه‌ر

سپێده‌ی زوو که‌ گورگان دێنه‌سه‌ر مێش
که‌زێکانت په‌رێشان که!‌ وه‌ره‌ پێش
بده‌ ماچێک له‌ کو‌نجی لێوه‌کانت
بڵێ: ”خێربوو، له‌ ڕێی خوا دامه‌ ده‌روێش!“

مه‌لێکم من له‌ نێو گڕدام سه‌روماڵ
ده‌سووتێ عاله‌مێک گه‌ر لێک بده‌م باڵ
نیگارکێش گه‌ر بکا نه‌خشم له‌ دیوار
له‌ ته‌ئسیرم ده‌بێ گوڵشه‌ن به‌‌ زووخاڵ

خودایه‌ خه‌سته‌ و زارم له‌ ده‌ست دڵ
شه‌و و ڕۆژ گیان به‌ ئازارم له‌ ده‌ست دڵ
له‌ ده‌ست دڵ من، له‌ ده‌ست من دڵ ده‌ناڵێ
نه‌بێ یاڕه‌ب! که‌ بێزارم له‌ ده‌س دڵ.

که‌ شه‌و دادێ، من ئه‌ستێره‌ژمارم
له‌ چه‌شنی شه‌و درێژه‌ ئینتیزارم
له‌ پاشی نیوه‌شه‌و گه‌ر تۆ نه‌هاتی
هه‌ور دێنم، ده‌گرمێنم، ده‌بارم.

من ئه‌و زامداره‌که‌ی بێماڵ وحاڵم
من ئه‌و مارانگه‌زی ڕۆژگاری تاڵم
ئه‌من ئه‌و دڕکوداڵی وشکی ده‌م ”با“م
به‌ ده‌م زریانه‌وه‌ سه‌حرا ده‌ماڵم

له‌ عیشقت ئاگرێ به‌ربۆته‌ ماڵم
له‌ ئاگردا په‌رێش و زاره‌ حاڵم
سه‌گت گه‌ر پێ بنێته‌چاوم _ ئه‌ی یار!_
به‌ برژانگ خۆڵی ڕێگاکه‌ی ده‌ماڵم

شه‌وان ناڵه‌، شه‌وی شه‌وگیر ده‌ناڵم
له‌ده‌ستی یاری بێته‌گبیر ده‌ناڵم
ده‌مێ چه‌شنی پڵنگی تازه‌پێکراو
ده‌مێ وه‌ک شێری ناو زنجیر ده‌ناڵم

په‌رێشانه‌ که‌ حاڵم، چۆن نه‌ناڵم
شکاوه‌ په‌ڕڕ وباڵم، چۆن نه‌ناڵم
خه‌ڵک ئێژن فڵانی به‌سییه‌ ناڵین
که‌ تۆ دێیه‌ خه‌یاڵم، چۆن نه‌ناڵم

له‌ خێڵ سووته‌دڵانم چۆن نه‌ناڵم
له‌ هۆز بێحاسڵانم چۆن نه‌ناڵم
له‌ سه‌ر گوڵ نیشتووه‌ بولبول ده‌ناڵێ
که‌ لێم دوورن گوڵانم، چۆن نه‌ناڵم

قه‌ڵه‌م داده‌م له‌ سه‌خته‌ی ئێسکه‌کانم
مه‌ره‌ککه‌ب بێ له‌ خوێنی نێو ڕه‌گانم
له‌ په‌رده‌ی دڵ په‌ڕی کاغه‌ز ده‌هێنم
که‌ بینووسم له‌ یاری میهره‌بانم

گوڵستان جێگه‌ته‌ ئه‌ی نازه‌نینم
له‌ گوڵخه‌ندام و خاکسته‌رنشینم
چ گوڵشه‌ن بێ، چ گوڵخه‌ن بێ، چ سه‌حرا
که‌ ده‌ڕوانم، ئه‌من هه‌ر تۆ ده‌بینم

له‌ خۆشاوی ترێ خۆشه‌ هه‌ناوم
له‌ یاری نازه‌نین بۆ هه‌ڵبراوم؟
که‌ من بێبه‌ش له‌ تینی ئاگرت بم
ئه‌دی بۆ دووکه‌ڵی ده‌رد بێته‌ چاوم؟
‌‌
غه‌مم هه‌ر غه‌م بوو، غه‌مخۆری دڵم غه‌م
غه‌مم، هه‌م موونس و هه‌م یار و هه‌مده‌م
به‌ جێم ناهێڵێ غه‌م هه‌رگیز به‌ته‌نیا
بژی، هه‌ی باره‌که‌ڵڵا، مه‌رحه‌با غه‌م!

‌ئه‌من بێدۆست و ته‌نها ڕوو له‌ کوێ که‌م؟
ئه‌من بێماڵ و مه‌ئوا ڕوو له‌ کوێ که‌م؟
له‌هه‌رجێیه‌ ده‌رم که‌ن دێمه‌ لای تۆ
که‌ تۆ ڕامنه‌گری ئه‌وسا ڕوو له‌ کوێ که‌م‌؟

قه‌ده‌ر وابوو نه‌ سه‌ر بێنم نه‌ سامان
په‌رێشان هاتمه‌ دنیاوه‌، په‌رێشان
په‌رێشانی جیهان گشت چوونه‌ ژێر خاک
له‌ خۆڵی وان قوڕی من هاته‌ شێلان

په‌شیمانم، په‌شیمانم، په‌شیمان
ده‌ڵێم هه‌ستم بڕۆم بارکه‌م له‌ لاتان
نه‌بوو ئه‌م که‌ونه‌ دنیا قه‌ت به‌ هاوڕێم ‌
هه‌تا هات کۆڵی تازه‌ی خستمه ‌سه‌رشان

موحیببه‌ت وا گڕی به‌ردایه‌ نێو گیان‌
هه‌تا مه‌حشه‌ر بڵێسه‌ی بێ له‌دامان
عه‌جه‌ب به‌رگێک ئه‌تۆ ده‌بڕی به‌باڵام
که‌ خه‌ییاتی ئه‌جه‌ل بیکا دروومان

به‌وان خۆزگه‌م که‌ پێ و سه‌ر نه‌پرسن
وه‌کوو شوعله‌ له‌ وشک و ته‌ڕ نه‌پرسن
که‌نشت و که‌عبه‌ وو بوتخانه‌ و ده‌یر
چ جێ بێ، غه‌یری دڵبه‌ر هه‌ر نه‌پرسن

زه‌لیل بێ یاڕه‌بی! هه‌ر که‌سته‌ دوژمن
له‌ سینه‌ی هه‌ڵچه‌قێ، خه‌نجه‌ر هه‌تا بن
سه‌ری شه‌و بێمه‌ لای، ئه‌حواڵی پرسم
سبه‌ی بێنن له‌ قه‌برانی بنێژن

دوو چاوی تۆ پیاڵه‌ی پڕ له‌ مه‌ی بوون
که‌زێکانت خه‌راجی مڵکی ”ڕه‌ی“ بوون
هه‌ر ئه‌مڕۆ بۆ سبه‌ینێ بوو به‌ڵێنیت
”سبه‌ینێ“ی تۆ گوڵم نه‌مزانی که‌ی بوون!

که‌ شه‌و بێ تۆ سه‌رم باوێمه‌ باڵین
وه‌کوو نه‌ی ئێسکه‌کانم دێنه‌ ناڵین
شه‌وی دووری، له‌ جێی ئه‌سرین ده‌بینی
له‌‌ برژانگم بڵێسه‌ی گه‌رمی پڕ تین

وه‌رن سووته‌دڵان هه‌روا بناڵین
له‌ده‌ستی یاری بێپه‌روا بناڵین
له‌گه‌ڵ بولبول بچینه‌ سه‌یری گوڵشه‌ن
چلۆن بولبوڵ ده‌ناڵێ وا بناڵین

چ دڵ چه‌شنی دڵی پڕژانی من نین
چ غه‌م چه‌شنی غه‌می هیجرانی من نین
ئه‌گه‌ر ده‌ریایه‌، گه‌ر هه‌وری به‌هاران
حه‌ریفی چاوی پڕگریانی من نین

هه‌ڵاڵه‌ی شاخ و کۆ هه‌ر هه‌فته‌یه‌ک بوو
وه‌نه‌وشه‌ی لێوی جۆ، هه‌ر هه‌فته‌یه‌ک بوو
ده‌ڕۆم هاوار ده‌که‌م ئه‌مشار و ئه‌وشار
قه‌رار و عه‌هدی تۆ هه‌ر هه‌فته‌یه‌ک بوو

دڵم بولبول‌سفه‌ت حه‌یرانی گوڵ بوو
ده‌روونم وه‌ک دره‌ختی پێ به‌ گڵ بوو
له‌ چه‌شنی ئه‌رخه‌وان خوێنینه‌ بارم
دره‌ختی ناڵه‌، باری خوێنی دڵ بوو

جیهانی بێوه‌فا زیندانی من بوو
گوڵی غه‌م قسمه‌تی دامانی من بوو
غه‌می یه‌عقووب و، ژان و ده‌ردی ئه‌ییووب
هه‌موو گۆیا نه‌سیبی گیانی من بوو

دڵم دایم ئه‌سیری ماته‌می تۆ
به‌ زنجیر به‌سته‌یی ده‌رد و غه‌می تۆ
ده‌پرسی: _”بۆچی وا پشتت چه‌میوه‌؟“
_ چه‌می پشتم له‌ به‌ر پێچ و خه‌می تۆ

به‌ وه‌ڵڵاهی په‌ڕه‌ی گیانم ئه‌تۆی، تۆ
سه‌رم بێ، یا که‌ سامانم، ئه‌تۆی، تۆ
نییه‌ ئاگام که‌ چۆنم، یا که‌ چه‌ندم
ئه‌وه‌م زانی که‌ ده‌رمانم ئه‌تۆی، تۆ!

له‌ ڕووی تۆدا هه‌تاو بێنوور و تاره‌
له‌ ئه‌برۆت مانگی یه‌کشه‌و شه‌رمه‌زاره
له‌ چۆڵ و ئاوه‌دانی هه‌رچی دیتم
ئه‌وه‌ی دڵگه‌رمه‌ ناوی تۆی له‌ زاره

دڵم بێتۆ هه‌ژار و بێقه‌راره‌
به‌ ده‌ستێوه‌ ژیانم ژه‌هری ماره‌
به‌ سه‌ر خۆیدا ده‌دا وه‌ک تفڵی به‌دخوو
له‌ تاو تۆ چاره‌ڕه‌ش به‌م ڕۆژگاره‌

غه‌مم بێحه‌دد و ده‌ردم بێژماره‌
فه‌غان ئه‌م ده‌رده‌ هه‌رگیز نه‌یبوو چاره‌
ده‌ڵێن ”ئارام به“!‌ لێ نازانن، ئه‌فسووس
که‌ هاواری دڵم بێ ئیختیاره‌

دڵم ئێژی مه‌لێکی پا شکاوه‌
گه‌میی که‌ونه‌، به‌ لای ده‌ریاوه‌ ماوه‌
ده‌ڵێن: _”تاهیر، سه‌دای بۆ نایه‌ سازت؟“
_ سه‌دای چۆن بێ؟ که‌ ژێتاری پساوه‌!

غه‌می عاله‌م له‌ سه‌ر شانم قه‌ڵایه‌
به‌ ده‌ردی من، فه‌راغه‌ت کیمیایه‌
هه‌موو ده‌ردێک، ده‌بێ ده‌رمانی ڕۆژێک
دڵی من نا! که‌ ده‌رمانی به‌ڵایه

غوبار گرتوویه‌ ئه‌م هه‌رده‌، بڵێم چی؟
که‌ دڵ که‌یلی غه‌م و ده‌رده‌‌، بڵێم چی ؟
گوڵێکم چاند‌ له‌ به‌ر دامانی ئه‌ڵوه‌ند
له‌ به‌ختی من ئه‌ویش زه‌رده‌، بڵێم چی؟

فه‌له‌ک! ئه‌م گشته‌ ژه‌نگوژاره‌ بۆ چی؟
گوڵم گه‌ر نی، چزووی ئه‌م خاره‌ بۆچی؟
که‌ سووک ناکه‌ی له‌سه‌ر شانم چ بارێک
ئه‌دی بارت له‌ من سه‌رباره‌ بۆچی؟

قه‌زا ڕه‌مزێ له‌ چاوانی خوماری
قه‌ده‌ر چه‌پکێ له‌ زولفی موشگباری
مه‌ھ و میهر ئایه‌تێ له‌و ڕوومه‌تی جوان
هه‌موو جوانی جیهان ئاوێنه‌داری

غه‌ریبی ‌ ژه‌هره‌، ژانی تیره‌ بۆ خۆی
له‌سه‌ر ئه‌ستۆم، فه‌له‌ک زنجیره‌ بۆخۆی
فه‌له‌ک تۆ هه‌ڵگره‌ زنجیر له‌ ئه‌ستۆم
که‌ غوربه‌ت، خاکی دامه‌نگیره‌ بۆ خۆی!

دڵێکم هه‌س، بریندار ماوه‌ بۆ خۆی
که‌ په‌ندی داده‌ده‌م، سوودی نییه‌ بۆی
به‌ ده‌م بایدا ده‌ده‌م، زریانێ نایبا‌
به‌ ئاگریدا ده‌ده‌‌م هه‌رنایه‌‌ بۆسۆی

سیابه‌ختم، به‌خت وێرانه‌ماڵ بێ!
سیاچاره‌م، ڕه‌بی هه‌ر کۆی زووخاڵ بێ!‌
ئه‌من مه‌ینه‌تبه‌شی ده‌ستی دڵم بووم
چ دڵ، _یاڕه‌ب!_ له‌ نێو خوێندا شه‌ڵاڵ بێ!

مه‌لێکم من، سه‌ری شاخم وه‌ته‌ن بێ
له‌ سه‌یرانم، له‌ هه‌رجێیه‌ک چه‌مه‌ن بێ
نه‌ ماڵێکه‌، نه‌ حاڵێکه‌، نه‌ سامان
ده‌می مردن، په‌ڕوباڵم که‌فه‌ن بێ

شه‌ماڵ ئه‌وده‌م که‌ عه‌تری بسکی تۆی‌ بێ
له‌ سونبول خۆشتره‌ بۆنی که‌ ده‌ڕژێ
که‌ شه‌و ده‌گرم خه‌یاڵی تۆ له‌ ئامێز
به‌یانی بۆنی گوڵ له‌و جێگه‌یه‌م دێ

ئه‌وا شه‌و هاته‌وه‌ گیانم بسووتێ
گریبان تا به‌ دامانم بسووتێ
له‌ سه‌ر کفری که‌زیی تۆ ئه‌ی په‌ریڕوو
ده‌ترسم من که‌ ئیمانم بسووتێ

که‌ دڵ ده‌گری، ده‌ڵێی ناڵه‌ی له‌ نه‌ی دێ
به‌ دایم ده‌ردی هیجرانم له‌ په‌ی دێ،
به‌شم سووتانه‌ تا ڕۆژی قیامه‌ت
بڵێی خوایه‌ قیامه‌ت تاکوو که‌ی بێ؟

گڕی عیشقت له‌ گیانم سه‌ر ده‌رێنێ
له‌ جه‌سته‌م خۆڵه‌مێشێ جێ ده‌مێنێ
نه‌مامی میهری تۆ ببڕن له‌ جه‌رگم
له‌سه‌د لاوه‌ په‌لی تازه‌ ده‌هێنێ
[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 4:26 ] [ ئه وین ]
دووبەتییەکانی هێدی

لە دەستانت شکایەت بەرمە بەر کێ؟
لە سووچی خۆت و ئاهی من بترسێ!
ڕەوا بوو شووشەیەک بشکێنی، ئەمما
دڵی ”هێدی“ و شکاندن، چۆن دڵت دێ؟


avatar

ئاوات

ناسره‌ون هه‌ست و خه‌یاڵ، ئه‌ی خۆزگه‌ من دێوانه‌ بام!
خۆزگه‌ ده‌ست و پێم له‌ ناو زنجیری بایه‌ و، وا نه‌بام!

زولفی سه‌ر شانت، عه‌زیزم! کاتێ هاتی شانه‌ که‌ی
من گوتم: ”سه‌د خۆزگه‌ ده‌نکی شانه‌ بام و، شا نه‌بام“!

که‌س وه‌ک ئاوێنه‌ به‌ وردی ناژمێرێ خاڵی ڕووت
بۆیه‌ ئاواتم بوو ئه‌و ئاوێنه‌ به‌سته‌زمانه‌ بام.
avatar

په‌رێشانی

تاوانی منه‌ ده‌ربه‌ده‌ری و ده‌ردی‌سه‌ری من،
مه‌ل خۆی سه‌ری خۆی هه‌ڵگرێ، هێلانه‌

[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 4:12 ] [ ئه وین ]
 

دڵم بۆ زوڵف و ڕووی جانانه‌ ئه‌گری

مناڵه‌ بۆ گوڵ و ڕێحانه‌ ئه‌گری

چرا ئیمشه‌و که‌وا فرمێسک ئه‌ڕێژێ

ئه‌ڵێی هه‌ر بۆ منی په‌روانه‌ ئه‌گری

ئه‌کا شاباشی کێ ده‌ریایی دیده‌م

که‌ چه‌شنی گه‌وهه‌ری یه‌کدانه‌ ئه‌گری

چیه‌ پیری دڵ ئیمشه‌و وه‌ک عه‌ره‌ق خۆر

له‌ کونجی ته‌کیه‌ بۆ مه‌یخانه‌ ئه‌گری

شه‌وێ بێ زوڵفی ئه‌و مه‌ه‌پاره‌ تا ڕۆژ

دڵم بۆ سینه‌چاکی شانه‌ ئه‌گری

غه‌زاڵی من ئه‌گه‌ر ساتێ نه‌بینێ

بیابان قوڕ ئه‌پێوێ ، لانه‌ ئه‌گری

که‌وان ئه‌برۆ! به‌ تێغی غه‌مزه‌ تا که‌ی

له‌ جه‌رگم بێ گونه‌ه‌ نیشانه‌ ئه‌گری

له‌ به‌زمێکا که‌ ساقی چاوی تۆ بێ

مه‌ی ئه‌ڕژێ، دڵ ئه‌چێ، په‌یمانه‌ ئه‌گری

به‌ یادی نه‌وبه‌هاری ڕووی تۆیه‌

که‌ چاوم هه‌وری زستانانه‌ ئه‌گری

برا تا نه‌بیه‌ تۆز و گه‌ردی به‌ر پێی

به‌ زه‌حمه‌ت چاکی ئه‌و دامانه‌ ئه‌گری

له‌ دڵتا گه‌نجی یادی کێیه‌ بێخود

که‌ ئیمشه‌و نۆبه‌تی وێرانه‌ ئه‌گری

[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 3:50 ] [ ئه وین ]
(چرۆستان)

              

   سڵاو                                                      

دوستان و شاعیرانی به‌رێز

بۆ نو‌ێژه‌ن کردنه‌وه‌ی شێعری هاوبه‌شی  و کلاسیک هه‌نگاوێکمان له‌م

رێگایه‌دا  هه‌ڵگرتووه‌، که‌ جێی ئاماژه‌یه‌ شاعیرانی  به‌رێز  وه‌ک  مامۆستا  

ئاسۆ و ئه‌مین گه‌ردیگلانی  و  ئیبراهیم ئیسماعیل پوور ((شه‌ماڵ)

میلادئه‌مانه‌ڵڵاهی ((یادگار)) یارمه‌تیێکی زۆریان داوم، هه‌ر وه‌ها به‌رێزانێ

زۆرله شاره‌کانی دوور و نزیک  وه‌ک له‌م  قه‌سیده‌یه‌دا به‌ر چاو ده‌که‌وێ 

به‌ده‌نگمانه‌وه‌ هاتوون، ئه‌م قه‌سیده‌ به‌رهه‌می چواره‌مه‌ که ‌به ‌شێوه‌ێکی زۆر

به‌ر بڵاوتر دام مه‌زراندوه‌، ئیسته‌ش داواکارین له‌ شاعیران و نووسه‌رانی

به‌رێزیارمه‌تیمان بده‌ن،تکایه‌ به‌رهه‌می خۆتانمان (له‌سه‌رئه‌م وه‌زن و قافیه‌،بێ

دووپات بوونه‌وه‌ی سه‌روا) له‌نێوان بۆ چونه‌کاندا (له‌کۆتایی ئه‌م بابه‌ته‌دا)

بۆدانێن تا پاش پیا چونه‌وه‌ بی خه‌ینه‌ نێوئه‌م قه‌سیده‌یه‌وه‌،قه‌سیده‌که‌ پاش

ته‌واوبوونی به شیوه‌ی کۆپه‌ر چاپ ده‌بێت، شاعیرانی به‌رێز  به‌ر پرسی

بابه‌ت و ناوه‌رۆک له‌ ئه‌ستۆی خۆیانه‌، چاوه‌ڕێی ره‌خنه‌و تێ بینی و به‌رهه‌می ئێوه‌ی ئازیزین...

به‌سپاسه‌وه‌.

ئه‌حمه‌د یاسینی

      (چرۆستان)

ئێمه كه‌ژوانی ژيانين هه‌ڵگری ئاڵای ئه‌وين

تيشكی تيرێژی به‌يان و باڵی زێڕينی ئه‌وين

كۆتری دڵداری ئاشتی بانگی بيلالی گه‌لين

پڕ له شيله‌ی‌ خۆشه‌ويستی هه‌يڤی ڕوناكی شه‌وين (ئه‌لف.ی پشكۆ)

 

چلچه‌مه‌ی عه‌شقه ده‌ماری ئێمه دڵ سه‌ر چاوه‌كه‌ی

به‌رزه سه‌رمان دوندی ئاواتێكی به‌رزين نانه‌وين

 ئێمه خه‌رمانه‌ين له ده‌وري مانگی هيوای نیشتمان 

تا زه‌وی پاراو نه‌کا بارانی شادی ناڕه‌وین   (ئه‌مین.گه‌ردیگلانی)                                                                                    

 

ڕه‌و ڕه‌وه‌ی كۆرپه‌ی حه‌زم بو ناوی به‌رزی نيشتمان

ڕۆندكن ڕوباری شاديم،شۆڕه بی به‌ژنم نه‌وين

كه‌ی په‌ڵه‌ی شادی ده‌بينم له‌م وڵاته قاقڕه؟

بۆشكۆفه‌ی ئه‌و هه‌ناسه‌ت تاسه باران و زه‌وين (ئه‌لف.ی پشكۆ)

 

تا له يه‌كتر هه‌ڵنه‌پێكن په‌نجه‌يان چۆم و چيا

قه‌د له ڕژدی پڕ گه‌وه و هه‌ورازی شه‌و سه‌رناكه‌وين
ئێمه ڕۆڵه‌ی خۆر و گڕكانين و تاريكی به‌زێن

ئه‌سپی ژێرپێمان بروسكه‌ن فێری ته‌قله‌و هه‌وهه‌وين(ئه‌مين.گه‌ردیگلانی)

 

به‌رهه‌ڵستی ئاسنيشمان گه‌ر له سه‌ر ڕێ دابنێن

ڕاست به‌ره‌و به‌رزی ده‌پێوين، ڕيگه هه‌رگيز نانه‌وين

له‌م شه‌وه‌ی ئه‌نگوسته چاوه چاوه ڕێی شۆعله‌ی نيگام

ڕۆژی ڕوت ده‌رخه له مێژه چاوه ڕێی يه‌ك پڕته‌وين

تا بزه‌ی لێوی چيا مابێ كه‌سه‌ر مانای نيه

بۆ به‌يانی ده‌ردی دڵ شمشاڵی شووشی مه‌وله‌وين

خۆشه وه‌ك زيره‌ك له پاش مه‌رگيش به گوێی دونيا بڵێي

زيندو ماوين نامرين و ئێسته‌كانه‌ش هه‌ر هه‌وين           (ئاسۆ)

 

ئێمه گيري وشكه ساڵين نوێژه بارانه‌ی ده‌كه‌ين

بۆ چرۆيێ،بۆ به هارێ،تا نه‌يێ داناكه‌وين

وه‌ك هه‌ڵۆی سه‌ربه‌رزی شاخين بۆ قه‌لی ڕووڕه‌ش ئه‌چين

بۆ دڵي ديلي شه‌واريش ئێمه چه‌شنی بڕنه‌وين      (م.ئه‌لف.يادگار)

  

ئاربه‌با و بابۆس نشێن و شان به شانی شاخ ئه‌ژين                    

  گه‌رده نه‌و سه‌رتون و دوند و لوتكه‌مان گشت بۆ كه‌وين                

دڵ به وه‌ی پاراو ئه‌كه‌ين و مێشكی پێ زاخاو ئه‌ده‌ين

سه ر له پێناوی پلوسكی پڕ حه‌زی پڕ لوزه‌وين

خۆشه‌ويستی بێ سه‌رنجام نابێ تا پێته‌ختی حه‌ز

هه‌ر به تێشوی ئه‌و به‌ڕێوه‌ين ئێمه تاك و ڕێڕه‌وين

ئێمه نازاوی ئه‌وين و گه‌رمی ئامێزی ئه‌وين

هه‌ربه‌يه‌ك قوم ڕێگه‌ده‌گرين گه‌رچی فێری ڕێژه‌وين (سۆران حسه‌ينی)

 

ئێمه كانگای به‌رخودا نين تووڕ ئه‌ده‌ين شه‌وگاری تار

كێ له بۆ كازيوه ئه‌مرێ بێگومانين سه‌ر به‌وين

په‌نجه‌كانمان بۆ شكانی يه‌كتری ناياته گۆ

 واين له سه‌ر ڕێگه‌ی نه‌ياران،ئاسنين،كوتكين،چه‌وين      (شه‌ماڵ)

 

گشت ئه‌ويندارانی ڕێگه بێ وچان و بێ پشوون

چاكه يه‌ك دڵ بين له ژينا با له يه‌ك دورۆ نه‌وين          (ئاكام)

 

بيره چه‌وتيش تێك ئه‌ده‌ين خۆ گه‌ر له خۆ بێ يا له دژ

به‌رخی ئازادی به‌ڕێوه‌ن پڕ له ژانی ده‌م زه‌وين

تاكو كه‌نگێ كۆتری ئاوه‌ز چينه‌ی ڕۆحمان نه‌كا

تا سنور و سينگی ئاوات ڕێكه‌وين با نه‌سره‌وين         (شه‌ماڵ)

 

بۆ بزه‌ی کوێستانی حه‌ز له‌نجه‌ی خه‌یاڵی سرک و سڵ
ڕیتمی هه‌نگاوی شه‌تاوو نۆتی مۆسیقای که‌وین

تا هه‌ناسه‌ دێته‌ بژوێنی هه‌واری خۆزگه‌مان
شه‌و ده‌که‌ینه‌ خه‌ڵوه‌تی گیان و له‌ گه‌ڵ گوڵ ناسره‌وین

پێ دزه‌ وه‌رزی نیگای خێڵی خه‌م و ژان ته‌ی بکه‌ین
سه‌ر بکێڵین و له‌ چاوی نیشتمانا وه‌رکه‌وین

داری بێداری وه‌به‌ربێت و بزاڤی زێته‌ ڕێ
حه‌ز ببیته‌ ماڵپه‌رێک و پێکه‌وه‌ تێیدا خه‌وین (کامیل شه‌ریف پوور)

 

تاكو دوندی سه‌ر به خۆيی ناگرێ ئارام دڵێك

هه‌ر وه‌كوو ئه‌نگوست و مستين بۆ دروشمێك كووڕه‌وين

داری ئازادی وه‌به‌ر بێ سێبه‌ری‌ ئه‌و ديو كه‌وێ

بۆ گه‌شه‌ی ناسك نه‌مامان تێ ده‌كۆشين بێ خه‌وين

تيشكي ڕونی ڕێ نيشانده‌ر با گزنگێ شك نه‌به‌ين                   

چركه‌یه‌ك ده‌ربه‌ستی خۆرنين بێ هه‌دادان شه‌وڕه‌وين                    

ئێمه ڕۆله‌ی بێ به‌ڵێن نين ياری ڕۆژی ئه‌سته‌مين

چه‌ك له شانين بۆ نه‌یاران بۆ شرينيان خوسره‌وين         (تاڤگه)

 

بسكی ئازادی به په‌نجه‌ی نه‌رمی تيشك شانه‌كه‌ن

تا له ژێر چارشێوی هه‌ورا خۆری گه‌ش بێن ده‌رکه‌وين

با به په‌نجه‌ی نوكی پێنوس! بۆ ژيان هه‌نگاو بنێين

له و سنور و دڕك و داڵه تا به كه‌نگێ هه‌ڵكه‌وين     (ئه‌لف.ی پشكۆ)

 

ناکه‌وین! هه‌رچه‌نده‌ ڕژده‌،ڕووگه‌ ڕێگه‌ی ئاره‌زوو
نانه‌وین! گه‌رچی به‌ زریانی دڕی خه‌م سه‌رنه‌وین!       (ک.د ئازاد)

 

 (لیره‌دا سه‌روا‌ تازه‌ بۆته‌وه‌ تکایه‌ له‌سه‌ر ئه‌و قافیه‌ بنووسن) 

یوسفی  مسرین به ‌زێد و نیشتمانی خۆ  ئه‌مین ‌ 

 نادڕین داوێنی هیچ که‌س ئێمه‌ ئه‌و نین؟و ئه‌مین!    (ئه‌لف.ی پشکۆ) 

  

نیشتمان! تۆ دلنیا به سه‌ر له‌ پێناوت ده‌نێین

 بووکی ئازادی بزانێ، شۆڕه‌لاوی سه‌رده‌مین!                     

هێزی ڕه‌ش هێزی نه‌یاران زۆر و بۆرن، بێ گومان
ئێمه‌ ڕۆڵه‌ی نوێی خه‌باتین ناسره‌وین گه‌رچی که‌مین!   (ک.د.ئازاد)

 

زێڕه خاکم ! کانی هیوا، سه ر له ڕێتا گۆیه گۆ

بێ سه‌رین بۆ بستی خاکت،بۆ ژووان دینه که‌مین

کۆرپه‌مان بۆ سه‌ربڕین و شێعره‌که‌شمان ڕه‌جمی ڕێ

گه‌رله جه‌غزی ئاگریش بین وه‌ک براییم بێ خه‌مین (م.ئه‌لف.یادگار)

 

دڵنیابن هۆزی ئه‌غیار،ده‌س له‌پیلان هه‌ڵگرن

ئێمه‌ ئاسۆی نیشتمانین بۆ چیای خۆ،که‌ی ته‌مین

گه‌ر به‌تێخی تیروتانه‌ش سه‌ر که‌نه‌ جه‌رگی وڵات

بۆ برینی نیشتمانم، ئێمه‌ خوێ نین، مه‌رهه‌مین

داری ئازادی وڵاتم، وا نه‌زانن  تینووه‌

دوێکه‌ به‌فری سه‌رچیا بوین، ئێسته‌ کانێاو چه‌مین  

بۆ بزه‌ی سه‌ر لێوی دایکی نیشتمانی خۆشه‌ویست

ئیمه‌ ده‌سته‌ی نووسه‌رانێش،تین و تاوی رۆسته‌مین 

هه‌وری ره‌ش بێ شک ئه‌تارێ، مانگی زێوین دێته‌ ده‌ر

تاکوو  لوتکه‌ رێ  ده‌پێوین  دڵنیاو  خاترجه‌مین

داری به‌رمان، رۆژی شه‌خته‌و ته‌رزه‌ لووکه‌ راو ئه‌نێ

بۆیه‌ ئه‌م هه‌ورازه‌ ده‌برین، روو له‌کانگای به‌رهه‌مین(عه‌تا سالح پوور)

 

چونکه‌ دایکی نیشتمان له‌ بێشکه‌که‌ت راهاتوون

بۆ بلێسه‌ت ده‌سته‌ چیله‌و بۆ شه‌وی تارت شه‌مین

تۆ به‌هه‌شتی خه‌ونه‌کانی جه‌وهه‌ری خامه‌ی خه‌یاڵ

له‌و چیات ده‌روێ گه‌زیزه‌ی وه‌ک هه‌ژار وخاڵه‌مین(ئازاد سه‌یدئیبراهیمی)

 

 

 

 

 

شاعيراني به شداربوو تا ئێسته: ئه‌حمه‌د ياسيني (پشكۆ)- ئه‌مين گه‌رديگلاني -سه‌عيد نه‌جاری(ئاسۆ)-

ميلاد ئه‌مانوڵڵاهي (يادگار)- ئيبراهيم ئيسماعيل پوور (شه ماڵ)- مسته‌فا عه‌دناني (ئاكام)-

سۆران حسه‌ينی- مه‌هين كۆهزادي (تاڤگه)-کامیل شه‌ریف پوور،

ک.د ئازاد-عه‌تا سالح پوور- ئازاد سه‌ید ئیبراهیمی

                    

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 2:38 ] [ ئه وین ]
بـــــا ڕه‌فیقــــانـم بــــكەن شینم كـــه‌ وه‌قــتــی زارییه
قەط مەكەن تەقصـیر لەگریان، شیوەنــم یـــه‌گـجـارییه
تیرەكــەی ئــــه‌وڕۆژە مەحبووبەم كە لوطفی كــرد بە من
گـــــەر نەبەخشێ مـــەرهەمی وەصڵی، برینم كارییه
حەپسی چــــاهی میحنەتم، كـــافر بەحاڵی من نەبێ!
كـــــار و پیشەم دائیـمــــەن گـــــــریـــان و شین و زارییه
هـــه‌ر بـــە ئوممێدی عــــه‌یادەت بەڵــــكە جارێ بێتە لام
من، ئــــەگەرچـــی بیشمرم، پێم خــۆشە ئەم بیمارییه
كـەس نه‌كــا مه‌نعی گــوڵم، گەرچی دڵی كردوومە خوێن
چــونــكە مەعلوومە كە ئیشی خونچە هەر خوێن‌خوارییه
كوچە كوچە خــون چـــه‌كەی په‌یكــــانی مـــوژگانـی گوڵم
بــــۆ شەهیدی شــــاهیـدە دائیـــم كـــە خـــوێنم جارییه
هه‌رچی مـه‌حبووبان دەكەن خۆشه، بەڵام داخی ڕەقیب
دەمـكوژێ، طــه‌رحی مـرێ، هەر وەك كــه‌ری بێــگارییه!
ناڵە ناڵی "نــــالی"یە وا خــــه‌ڵــقــی خستە زه‌لـــزه‌لـــه،
یـــــا نە خـۆ حــــه‌شره، گـــونــه‌هــكارە وەهــا هاوارییه؟!
[ پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 ] [ 21:7 ] [ ئه وین ]
 
یاره جوانه‌كه‌م، گوڵی شۆخ و شه‌نگ
خنجیلانه‌كه‌م، دڵ گۆشه‌ی ده‌م ته‌نگ

له‌ باغی ساوا پاوانه‌ی سینه
په‌نجه‌م سه‌رگه‌رمی لیمۆ كوشینه

سه‌ر كوڵمه‌ی گه‌شت، به‌ره‌و به‌ری گوڵ
خوا دوایه به‌شت، گشت نیازی دڵ

له‌ باغی ساوا پاوانه‌ی سینه
په‌نجه‌م سه‌رگه‌رمی لیمۆ كوشینه

زه‌رد و بێ تینم، شه‌تڵی خوێناویم
خه‌ریكی شینم، تانه‌ له چاوم

له‌ باغی ساوا پاوانه‌ی سینه
په‌نجه‌م سه‌رگه‌رمی لیمۆ كوشینه

زانیت ده‌مرم، به‌و به‌ژنی باریك
رزگارت كردم، له‌ ژیابی تاریك

له‌ باغی ساوا پاوانه‌ی سینه
په‌نجه‌م سه‌رگه‌رمی لیمۆ كوشینه

ئه‌وشۆ وادیاره‌ قه‌دری دڵانه
جه‌نگه‌ی به‌هاره‌ مانگی گوڵانه

له‌ باغی ساوا پاوانه‌ی سینه
په‌نجه‌م سه‌رگه‌رمی لیمۆ كوشینه


 مامۆستا هه‌ژار

 

[ جمعه پنجم خرداد 1391 ] [ 23:20 ] [ ئه وین ]

بۆ ئه‌وینت

ناتوانم وه‌سفی چاوت چاو که‌ژاڵی چاو خومار
دڵ ئه‌سیری چاوه‌کانته‌ و خۆم ئه‌سیری عه‌یب و عار
دڵ ئه‌سیری به‌یتی شیرین نامی شێعری دیده‌که‌ت
به‌یتی ئه‌برۆت مه‌تله‌عێ بوو بۆ غه‌زه‌ل یا بۆ وتار
کاتێ چاوت هه‌لده‌هێنیی جێ ده‌هێلێ خه‌م دڵم
بێ نیگای تۆ دڵ ئه‌بێته ژووری ژینی پڕ له‌ژار
جارێ تر سه‌رده له ماڵم بێ تۆ سه‌رده ماڵه‌که‌م
سه رده، سه ردی که‌ی ڕه‌وایه لای وه‌فا و گه‌رمی نیگار
ناسکی و نه‌رمی و له‌تافه‌ت دا ئه‌باری له‌وگوڵه
سێبه‌ری زوڵفی په‌ڕه‌نگی پڕ مه‌ترسی و پڕ له ژار
تا ئه‌وینم خه‌ونی مه‌رگی یادواری تۆی نه‌بی
خۆشه‌ویستی چۆن ده‌تاشی بۆدڵێک به‌ردی مه‌زار
ناتوانم تۆ له‌بیرکه‌م بۆیه‌ چاوت پێم ئه‌ڵێ
گه‌ر له‌بیرم که‌ی ئه‌بیته عاشقێکی بێقه‌رار
تاکوو سه‌ریاس دڵ نه‌خاته ڕاوی داوی چاوه‌که‌ت
بۆ ئه‌وینت که‌ی ده‌بێته‌ شاعێرێکی وه‌ک هه‌ژار



شێعر: ئه‌کره‌م حه‌سه‌ن زاده(سه‌ریاس)

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 20:40 ] [ ئه وین ]

بخوێنن هه‌ وڵی زانین ده‌ ن جه‌ هاله‌ ت دوژمنی کورده‌             

                                 که‌ سێ زانا بێ دوژمنی خۆی وا به‌ خێو ناکا

                                       *    *    *

ده‌ سته‌ پاچه‌ تێ نه‌ گه‌ ی لێم ئه‌ ی ره‌ قیبی هۆزه‌ که‌ م

                                میحنه‌ تی تۆ فیکری قه‌ ومیمان له‌ بیر نابا ته‌ وه‌

                                       *    *    *

برا خۆ کرده‌ ده‌ ردی نیشتمانم         گڕی خۆمه‌ ده‌ سووتێنێ ژیانم

له‌ به‌ ر بێ وه‌ حده‌ تی و ئاواره‌ یمان       نه‌ ما قه‌ دری به‌ گ و شوان و سه‌ پانم

                                      *    *     *

به‌ ئاوێنه‌ نه‌ که‌ ن بڕوا ئه‌ گه‌ ر خه‌ نده‌ ی به‌ ڕووتا هات

                                 له‌ گه‌ ڵ جه‌ معی خه‌ لایق دڵ ئه‌ گۆڕێ رۆژێ سێسه‌ د جار

                                    *     *      *

فه‌ رها د بۆ شیرین چه‌ کوشی ئه‌ وه‌ شان        به‌ ردی ئه‌ تاشی و به‌ ردی ئه‌ سووتان

ئه‌ ی بۆ فه‌ رهادێک نه‌ هاته‌ رووی کار         شیوه‌ ن بتاشێ له‌ رووی کوردستان

                                   *    *     *

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 5:35 ] [ ئه وین ]

۱

زرێباری ئه‌وین ماته
له ژێر زوڵمی
فه‌یله‌قووسی چاوه‌کانت
ده‌روێشه که‌ی دڵی منیش
هاکا په‌تی دۆعا
هه ڵخا
بۆخنکانت.....

۲

باوه‌شێکم هه‌یه

ته‌نیا

له باوه‌شی

یاده‌کانت

گۆش کراوه

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:7 ] [ ئه وین ]
خۆزگه به وچۆپیگره ی قه ت قه ت ده سی بێ دۆ نیه

بۆ ئه وینداری مه به ستی دوێنێ که و ئه ورۆ نیه

ساردوگه رمی رۆژگارم چه شتوه ساوێلکه نیم

دڵڕفێنی خۆ به ڕه نگی ڕووسه ری و مانتۆ نیه

یاری جوان، دوور بێ ئه گه ر به رگی ڕه شیشی کرده به ر

جوانیه که ی کارێ ده کا که س دوژمنی ڕۆ ڕۆ نیه


درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:31 ] [ ئه وین ]
نیگارا ئه ی به غه مزه ئا فه تی دل چاوی بیمارت       

  ئه مان سه ر تا قه ده م سوتام له دوری نوری دیدارت

ده سا روحمی وه فادارم به حالی دادو هاوارم       

  که وه ک بولبول دلی زارم ده نالی بو گولی زارت

سه رم ناوی ئه گه ر نه یخه م به حه لقه ی په ر چه م و چاوت

 دلم ناوی ئه گه ر نه یکه م به فیدیه ی چاوی عه ییارت    


درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:46 ] [ ئه وین ]
یاره‌ ژیکه‌ڵانه‌که‌م !
گوڵم !
به‌ هه‌ر نیگایێ، مه‌وجی چاوه‌ مه‌سته کانت،
ده‌چێته‌ ناو دڵم !
هه‌ر به‌ گوێی دڵم !
گوێ ده‌گرمه‌ گرفه‌ گرفی شیعره‌ ئاگرینه‌که‌ت.
شیعره‌ ڕێک و پێکه‌که‌ی
به‌ تاو و تینه‌که‌ت !
هه‌ر به‌ چاوی دڵ ده‌ڕوانمه‌ دیمه‌نی ئه‌وینه‌که‌ت !
تۆ ! ئه‌وینمی ...

درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 23:19 ] [ ئه وین ]
قه‌ له‌ باچکه‌ یه‌ک له‌ گه‌ڵ بولبولێ        بوون به ‌دراوسێ له‌ باخچه‌ ی گوڵێ

که ‌وه‌ختێ به‌یان تلووع ده‌ر ئه‌که‌وت       بولبولی هه‌ژار ئیتر نه‌ ئه‌سره‌وت

به‌ئاوازی خۆش به‌نه‌غمه‌ی حه‌زین        دارو دیواری  ئه‌هێنا گرین

وه‌ک ئازیز مردوو له‌ سه‌ر په‌ڕه‌ی گوڵ    سه‌دای چه‌هچه‌هه‌ی ئه‌یدا له‌ ناودڵ

هه‌ر تاوێ ده‌نگێ هه‌رسات مه‌قامێ      هه‌ر کاتێ شێعرێ  هه‌ر ده‌م که‌لامێ


درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:57 ] [ ئه وین ]
(ترجمه کردی شعر عقاب دکتر پرویز ناتل خانلری توسط مامۆستا هه‌ژار)

پایــیــزه دار و  ده وه ن ڕه نـــگ زه رد ه

با تــــه زو  سه رده بـــه تۆز و گـــه رده

دیاره لای شه خته یه  نا خۆش خه وه رێ

داره خۆی  ده ڕنێ خه زڵ  هه ڵده وه رێ

هــــه وره ڕه ش پـۆش وبـه گـریــه ونـاڵـــه

سه ره تای شیـــوه نی مــــه رگی ساڵــه

به گژه ی سه ردی هه ناسه ی که ژو کۆ

ژیـــنی خۆی هاته وه بـیــــر پیره هه ڵۆ :


درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:51 ] [ ئه وین ]

ئاوات  

ناسره‌ون هه‌ست و خه‌یــــاڵ ئه‌ی خۆزگه‌ من دێـــــــوانه‌ بام

خۆزگه‌ ده‌ســـت و پێــــــم له‌ناو  زنجــــــــــیری بایه‏و وا نه‌بام

زولفی سه‌ر شــــــــــانت عه‌زیزم کاتێ هاتی شــــــانه‌که‌ی

من گوتم سه‌د خۆزگه‌ ده‌نــــــکی شانه‌ بام  و  شــــــا نه‌بام

کــــه‌س وه‌ک ئـاویــــنه‌ به‌ وردی ناژمـــــــێرێ خــــاڵی ڕووت

بـۆیه‌ ئاواتـــــــم بوو ئـــه‌و ئـــاوێنــــــــه‌ به‌ســــــته‌زمـــانه‌ بام


درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 22:37 ] [ ئه وین ]
نه وروز ئه ی جیژنی رازاوه
یــــــــادگاری به رزی کاوه

بی شک تو جیژنی کوردانی
ساله هایه لــــــــه گه لمانی


درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 23:50 ] [ ئه وین ]

سۆران کوردستانی:ئەم ژیانە ژینەژانە

 ئەم ژیانە ژینەژانە

ژین چیە؟ دەردێ گرانە

هەرکەسێ لەم خاکدانە لەم تراویلکەی جیهانە

دەسپڕه‌ یا دڵپڕه‌

گیرۆدەیی بادی خەزانە

هەر ڕووەو  مەرگ و نەمانە ..

ئەم ژیانە ژینەژانە

ژین چیە؟ ژەنگاری گیانە

سەد هەزاران تاسەیە

وەسڵێک و سەد جار دووری‌یە

یەک خەندە و سەد چاوی گریانە

شەرحی دەردی ئیشتیاقە

یان حەدیسی دەردی هیجرانە

ئەم ژیانە ژینەژانە

ژین چیە؟ ئازاری گیانە

تینگیی مەغز و رەگ و پۆس

گۆمی قووڵ و مەندی ئاواتە

خەوی ئاڵۆزی ئینسانە ..

ئەم ژیانە ژینەژانە

ژین چیە؟ سوێراوی حەسرەت

زایەڵەی ناکامی و تاڵاوی مەینەت

دڵسووتانە

گرَگرَانی ئاگری گرَکانی گیانە ..

ئەم ژیانە ژینەژانە

ژین چیە؟ زیندانی گیانە

گەردشی پەرَگاری گەردوون

سوورَی گۆچانی ستەمکار

کایەیی بەخت و هەل و زێرَ

کەڵکەڵەی مێشکی هەوایی

ئێش و ئەشکەنجەی رەوانە

دەردی دڵ بۆیە گرانە ..

ئەم ژیانە ژینەژانە

ژین چیە؟ شانۆی خەمانە

تفڵ و گەنج و پیر هەر یەک

بەستەیی چەرخی زەمانە

کامەرانی و نەشئەیی دنیای زێرَ و زۆر دوو رۆژە

چەند بمێینێ چۆن بسوورَێ

یەک بەهار و یەک خەزانە ..

 ئەم ژیانە ژینەژانە

لادە سۆران لەم جیهانە

هەر رووەو ئاسۆیی عیشق برَوانە

هەستە !

هەڵدە ئەم پەردەرَشەی خومخانەیی زیندانی گیانە

بادەکەی رووناکی عیشقە ئاوی سەرچاوەی ژیانە ..

 

[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 5:31 ] [ ئه وین ]
     مامۆستا حه‌قیقی

بالا نه‌مامی خونچه‌ ده‌می چاو که‌ژاڵی من

ئاگای له‌ ده‌ردی دڵمه‌ ئه‌زانێ به‌ حاڵی من

ئه‌و رۆژه‌ هات و پرسی له‌ حاڵم به‌ دڵ گوتم

بریا نه‌خۆشی بایه هه‌موو مانگ و ساڵی من

خه‌رمانی گوڵ به‌ ناز و بزه‌ و غه‌مزه‌ هاته‌ ژوور

خۆشی به‌ نه‌خۆشی ، بوویه‌ شیفای حاڵ و باڵی من

ناچێته‌ ده‌ر نه‌خۆشی له‌ گیانم که‌ تێ بگا

ڕۆژێ چه‌لێکی دێی و ده‌پرسی هه‌واڵی من

بیماری عیشقی تۆم و نه‌خۆشی به‌هانه‌یه‌

ده‌رمان ویساڵی تۆیه‌ به‌ فیکری مه‌حاڵی من

بۆ حاڵی خه‌سته‌ حه‌سته‌مه‌ ژین بێ مژینی لێو

نۆشداروو پاشی مردنه‌ ئاواتی کاڵی من

چاوم له‌ ڕێته‌ چۆمه‌که‌ فرمێسکه‌، دڵ بوار

سه‌ر به‌رده‌بازه‌ فه‌رموو ئه‌گه‌ر دێیته‌ ماڵی من

بۆ سورمه‌ چاکه‌ تۆزی به‌ری پێت و چاوه‌ڕێم

ڕه‌حمێ بکا به‌ حاڵی دڵم بای شه‌ماڵی من

مه‌ستم به‌بێ شه‌ڕاب و ته‌ماشای جه‌ماڵی تۆ

وه‌ختاو وه‌خت ده‌بێته‌ شڕابی حه‌ڵاڵی من

گیان و دڵم به‌ جووته‌ شه‌و و ڕۆژ به‌ لاته‌وه‌ن

ده‌رناکه‌وی ده‌مێکی له‌ فیکر و خه‌یاڵی من

په‌نجه‌ی به‌ خوێنی ئاڵی دڵم ڕه‌نگی کردوه‌

کاتێ ڕفاندی ئه‌و شه‌وه‌ په‌نجه‌ ئاڵی من

هه‌م سوێره‌ ئاوی چاوم و هه‌م لێڵه‌ ئاوی چه‌م

ته‌نیا خوناوکی ڕووی گوڵه‌ ئاوی زوڵاڵی من

دامی گوڵێکی سوور و وه‌ری گرت و پێکه‌نی

زانیم که‌ پێکه‌نیوه‌ به‌ عه‌قڵ و که‌ماڵی من

یانی که‌ گوڵ چ حاجه‌تی گوڵ پێوه‌ بردنه‌

خۆم گوڵم و زوڵف و په‌رچه‌مه‌ سوێسنه‌ و هه‌ڵاڵی من

وه‌ختێ که‌ زوڵفی ئاڵی له‌ سه‌ر کوڵمه‌ لا ده‌دا

وه‌ک مانگی چارده‌ شوعله‌ ده‌دا ڕوو به‌خاڵی من

تاڵیم ئه‌وه‌نده‌ دیوه‌ له‌ وه‌عدی به‌تاڵی تۆ

ترسم هه‌یه‌ ببه‌یته‌ قیامه‌ت وه‌باڵی من

گه‌ردوون گه‌ڕانی نه‌بوه‌ حه‌قیقی به‌ مه‌یلی که‌س

کێ بێ نه‌ڵێ به‌ داخه‌وه‌ کافر به‌ حاڵی من

[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 5:28 ] [ ئه وین ]

غه‌مزه‌ده‌ی خۆتم، نیشانه‌ی تیری موژگانم مه‌که‌!
عاشقی ڕووتم عه‌زیزم! تیره‌بارانم مه‌که‌!

به‌س دڵم بشکێنه‌ به‌م ئه‌برۆیه‌ بۆ ماچی ده‌مت
مه‌مده‌ به‌ر تیغ و له‌سه‌ر هیچێ له‌ گریانم مه‌که‌!

چیم له‌ ئه‌برۆت داوه‌ من، پابه‌ندی زولفم، لێم‌گه‌ڕێ!
کافری عیشقم، به‌ قیبله‌ی خۆت موسوڵمانم مه‌که‌!

عاشقی خه‌ندێکی تۆم، با به‌س به‌ ئاھ و ناڵه‌ بم
بولبولم په‌روانه‌ نیم و حه‌ز له‌ سووتانم مه‌که‌!

دڵ به‌ من ناکا له‌به‌ر ئاوری ده‌روونم دێته‌ جۆش
تۆ - که‌ سووتانت نه‌دیوه- مه‌نعی گریانم مه‌که‌!

مه‌مده‌ به‌ر تابووری موژگانت هه‌تاکوو غه‌مزه‌ بێ
ها به‌ جارێ بمکوژه‌! یه‌خسیری تورکانم مه‌که‌!

سه‌د که‌ڕه‌ت کوژراوی یار بم لێم مه‌پرسه‌ ئه‌ی ته‌بیب!
ده‌ردی یارم خۆشتره‌، بێهووده‌ ده‌رمانم مه‌که‌!

پێم بڵێ: یاقووت و ڕیحان خه‌تتی کامیان خۆشتره‌؟
وا غه‌واره‌ی چاو و ئه‌برۆ و له‌علی خه‌ندانم مه‌که‌!

په‌نجه‌که‌ی پاکی له‌سه‌ر خوێنی وه‌فایی بۆته‌ گوڵ
ده‌مکوژێ و پێشم ده‌ڵێ: ”ئالووده‌دامانم مه‌که‌“!

[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 3:1 ] [ ئه وین ]

ئه رێ ئه‌ی به‌زولف و ڕوخسار، سه‌نه‌می چین، ماهتابم

ای معشوقی که با زلف و رخسارت برابری میکنی با صنم چین(ی) ای ماه تابان من

ده‌مه‌که‌‌و خه‌نده‌که‌ی نیگاهت نه‌مه‌ک و مه‌زه‌ی شه‌رابم

لب و دهان تو صنم مزه ی زندگی و خنده ای که در نگاهت نهفته است به مزه ی شراب میماند

من له‌به‌ر نیگاهت بمرم تۆ سه‌ری غه‌مزه‌که‌ی جه‌للا بم

من فدای نگاه تو شوم، تو را به سر غمزه جلادت قسم می دهم

بڵێ پێم گوڵه‌که‌ی به‌هاری له‌تۆ تا به‌که‌ی جودا بم؟

ای نوگل بهاری من بگوی مرا تا به کی از تو جدا باید بودن ؟ ( گل بهار کنایه از جوانی و سن کم)

وه‌ره‌وه‌ به‌شه‌ر‌تی جاران ڕۆژێ سه‌د جارت فیدا بم

باز آی و طبق شرط و قول پیشین تا که من روزی صد هزار بار فدایت گردم

له‌وێرانه‌ی دڵی شێواوم شین و واوه‌یلایه‌و ڕۆ ڕۆ

در کنج دل ویرانه ی من شیون و ضجه ای ست مثال زدنی

ئاورێک به‌ربۆته‌ هه‌ناوم دێته‌ده‌ر له ‌هه‌ناسه‌م بۆسۆ

آتشی در دلم گرفته است که از نفسم بوی خاکستر می آید

بووم به‌ئه‌فسانه‌ی وڵاتان شار به‌شار ماڵ به‌ماڵ کۆ به‌کۆ

قصه ی من در پی تو به عالم سمر شد شهر به شهر خانه به خانه کوی به کوی

خاڵی چاوت گۆشه‌ی ئه‌برۆ دوو دینیان کردم له‌سه‌ر تۆ

خال گوشه چشمت و خم ابرویت هر کدام مرا به سوی مذهبی می خواند.

یا بمکه‌ پیری مه‌یخانه ‌یا مریدی خانه‌قا بم

یا مرا پیر میخانه میکنی یا مرید خانقا میشوم.

ڕوحه‌که‌م ڕووی خۆت بنوێنه‌ تا به‌که‌ی کوشته‌ی نازت بم

ای روح جانفزای من روی خود را بنما تا به کی کشته ی ناز تو بمانم ؟

ده‌مه‌که‌ت وه‌ته‌که‌للوم بێنه‌ تا نه‌مردووم هه‌مڕازت بم

دهان به تکلم بگشایر، بگذار پیش از آنکه بمیرم محرم راز تو گردم

جارێک به‌که‌ره‌م بمدوێنه‌ به‌فیدای ده‌نگ و ئاوازت بم

مرا گاهی از کرم به لطف خود بنواز ای انکه من محو صدا و اواز اویم

مه‌یلی ئه‌برۆی تۆ قه‌ت نانێم غه‌مزه‌ده‌ی چاوه‌که‌ی بازت بم

رغبت تماشای ابروی تو را هرگز از سر نمینهم که همیشه غمزده ی چشمانت زیبا و بزرگ شاهینی توم

من که ‌هاتووم قیبله‌م گۆڕی یا خوا کافر بێ جه‌للا بم

اگر روزی روی به سوی قبله دیگری کنم, الهی کافر جلاد من گردد.

ئاشقی وا ده‌بێ به ‌هه‌مووده‌م چاو پڕ ئاو دڵ بڕاو و مه‌حزوون

رسم عاشقیست همیشه همه جا ; چشمان پر آب دلی بریده , شکسته و محزون

پێی هه‌وای بشکێ پێی نه‌مێنێ غه‌یری هۆ له‌ده‌رون و بیرون

در پی هوای کوی دوست غیر او هوایی در بیرون و درون در تو نماند.

خاکی ڕێی دولبه‌ری بێرانه سورمه‌یه‌ بۆ چاوی پڕ خوون

خاکی از قدمگاه دلبرم برایم آورید تا سرمه ای باشد بر چشمان پر خونم چشم بر راه.

سه‌گه‌که‌ی ڕێبازی له‌یلێ وه‌ره‌سه‌ر دوو چاوی مه‌جنوون

ای سگ رهگذار لیلی، بیا پا بر سر چشمان مجنون بگذار


دونیام ئه‌و ڕۆژه ‌لێ ڕوونه ‌خاکی به‌ر پێی ئاشنا بم

جهان را آنروز دوست دارم که من خاک پای دوست گردم.

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 19:41 ] [ ئه وین ]
له ئه و روژه ی که روویشتی ژیانم تال و پر ده رده

به هاری جوانی عومری من وه کو زستانه که م سه رده

ئه لین زه ردی روخی عاشق له دوری یاریه گیانا

منیش دوورم له تو بویه وه ها روخساره که م زه رده

هه مو عاشق له ئه مرو دا ره وا نه ی مه زره عه ی عه شقن

منیش له گرا غه ریبم ئه ی فه له ک دامانه که م به رده


شاعیر: به همه نی ئه حمه دی (چیا)

[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 22:48 ] [ ئه وین ]

حەز

تۆ کە دێی ئەمنیش وەکوو کۆڵان و شۆستە حەز دەکەم
گوێ لە مۆسیقای گەشی هەنگاوەکانت هەڵ بخەم
خەونی تیرێژی هەتاوت بۆ لە ئاسمان داگرم
چەپکە ماچێکی بەهاریت لەو دەم و لێوەی بدەم


درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 4:30 ] [ ئه وین ]

مه . . . يان سۆ . . .

چوار قۆڵي

شه وه زه نگي قژي روحمي نه ماوه

حه ز و هه ستم له نێو به ندي چه قاوه

به لۆكه ي ئه و قژه خاوه ي گوڵي خۆم

په تي سێداره كه م بۆ هه ڵخراوه(يادگار)


درێژه‌ی بابه‌ته‌که‌
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 0:44 ] [ ئه وین ]
........ بابه‌ته‌ پێشوه‌کان>>


بە ناوی ڕووخێنەری کۆشکی زۆرداران

کە دەستی ڕۆژگار جەرگی هەژاندی
لەناو بەندی قەفەس دا دایتەپاندی

لە یادت بێ دڵم تۆ دۆستی بەندی
لەناو بەندا دەبی فێر سەربڵەندی

هەتا زامت نەچێشتو بێ تۆ خاوی
کە زامت چێشت ئەدی ئەم جارە پیاوی

گەلێ بێ زام بمێنێ حاڵی زارە
گه‌لێ زامی هه‌بێ هه‌ر پایه‌داره‌

-----------------------------------------------
اگر که دل سوخته ای با تو غریبه نیستم
که با تو بغض عشق را غزل غزل گریستم

گەورەکانی کورد-مشاهیر کرد
کاروانی شەهیدان
گەورەکانی ڕێی خەبات
شاعیران
نووسه‌ران
هونه‌رمه‌ندان
گەورەکانی کورد-مشاهیر کرد
بەشەکانی تر
خۆشه‌ویسته‌کانمان

كتێبخانه ی كوردي ئه وين

نشریه غرب

اخبار كردستانات

وبلاگ پالنگان،پالنان

قرآن كُردي

هه ورامان هانه به رچه م

كتاب خانه هورامان

هه نبانه بورینه

مشاهیر كرد

ئه کره م حه‌سن زاده(سه‌ریاس)

امکانات وب
evinebook آمارگیر وبلاگ --------------------------------- aveenebook آمارگیر وبلاگ